محمد مهريار

270

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

گرگان ، ممسنى ) ، تاياب ( خرم‌آباد ) ، تايباد ( باخزر ) و امثال اينها و تبريز و تفليس همه از چنين ريشه‌اى آمده است و اما جزء آخر « ده » به معناى همان ديه و زيستگاه است كه به نحو معمول در بسيارى از امكنه و بقاع مىآيد . توران Tur n توران كه برحسب آمارگيرى سال 1345 « 1 » به اسم توران اشلاقى از آن ياد كرده‌اند ، ديه بسيار كوچكى است از دهستان قهاب شهرستان اصفهان . از روى واژهء اشلاقى هيچ‌چيز نتوانستم درك كنم . احتمال مىدهم آمارگر اشراقى را اشلاقى ضبط كرده باشد و اين شيوهء رايج روستاييان است كه حرف « ر » را « ل » تلفظ مىكنند و اكثر ديه‌ها را به صورت اضافه به نام مالك معرفى مىكنند . شايد مقصودشان اين است كه توران متعلق به مردى موسوم به اشراقى ( اشلاقى ) مىباشد . به‌هرحال اين ده كوچك نامى بزرگ دارد و يادآور داستانهاى كهن و حماسهء بسيار ديرينه‌سالى است كه از آن در شاهنامهء حكيم ابو القاسم فردوسى بسيار ياد شده است . توران نام محل و تورانى نام قومى است كه با ايرانيان در كشمكش و خصومت بودند و داستانهاى جاويدان سياوش و كيخسرو و پهلوانىهاى رستم دستان اين حوادث را زنده كرده است . توران‌زمين هم سرزمينى بوده است كه با تسامح مىتوان گفت آن سوى رودخانهء جيحون و نشيمنگاه تركان بوده است كه با ايرانيان در مبارزه بوده‌اند . واژه‌شناسى : توران سرزمين ترك و ايران سرزمين ايرانيان پارسىنژاد است و داستان كشمكش ميان اين دو همان است كه فردوسى شاعر بلند پايه و جاويدان ايران به نظم در آورده و خود گفته است : سراسر همهء اين مردگان را با نامشان زنده كرده‌ام . در حقيقت تورانيان قومى بودند از همان نژاد ايرانى و آرياييان كهن كه باهم از لحاظ معيشت و زندگانى و زبان و بسيارى جهات ديگر مشابهت و همانندى داشتند . انسان سخت به عجب مىافتد كه نام توران بر ديهى به اين كوچكى در اصفهان ، در جلگهء مركزى ايران اطلاق شود . مىتوان پنداشت كه توران از اين پيش بزرگتر بوده است ، حوادثى بر آن گذشته است و خود او همچنان نامش گرد كهنگى قرون را بر پيشانى دارد . روستاى قهاب كه اين ده كوچك

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا .